???????? ?????? . . .

 

Keywords to
My Favorites!

 
 
Art & Photography:
Portrait
Close-Up
Abstract
Expressionism
Symbolism
Metaphorism
Surrealism
 
Book:
• Thus Spoke Zarathustra
• A Lover Discourse
• Animal Farm
• 1984
• Modernity and Self Identity
 
Music:
• New Age
• Classical
• Country
• Piano
Beethoven
Mozart
Fausto Papetti
Zbigniew PREISNER
Paul Mouriet
Loreena Mckennitt
Alanis Morisette
Toto Cutugno
Julio Iglesias
Brian Adams
Leonard Cohen
Era
Enya
Faith Hill
Dido
Chris de burg
 
Movie:
• Trois couleurs: Rouge
• Trzy kolory: Bialy
• Trois couleurs: Bleu
• S1M0NE
• Ying xiong
• Straight Story
• Dead Poets Society
• Forrest Gump
• Shawshank Redemption
• The Green Mile
• God Father
• Scent of A Woman
• Scarface
• Hamoon
• The Trueman Show
• O Brother, Where Art Thou?
• A Beautiful Mind
 
Sport:
Swimming
Climbing
Ping Pong
Top Karate-Full
 
 
 
Hi Tech
Brainstorm
Business
Cyberspace
Management
Traveling
Methodology
Diagrams
Cybernetics
 

شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸

 

آرزو یعنی قله
قله‌ای در رشته کوه‌های زندگی آدم‌ها!

و هر کداممان رشته کوه‌هایمان کوتاه و بلندند
و بعضی در کویر، قله را حتی نمی‌دانند!

 

..................................

 

شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸

 

روح تو کامل است. بدن تو موقتی!

 

..................................

 

شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸

 

عشق ریشه در زیبایی دارد
زیبایی رگ و ریشه عشق است!

 

..................................

 

شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸

خجالت

خجالت را در دلدادگی جایی نیست!

 

..................................

 

جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸

 

نمی دانستم میهمان و صاحب خانه کیست!
که من مهمانم که یا صاحب خانه

دستت جواب بود
که من میهمان شدم به این مهمانی با شکوه!
و پس این میهمانی، زندگی کودکی از مرگ به زندگانی بازگشت.
که این تاییدی بود برای این مهمانی که در آن میهمان بودم!

 

..................................

 

جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸

 

چشمانت را به خاطر می سپارم
نگاه هایت را نیز
که فرادایی اگر نبودم با خاطراتم درآمیزم!

 

..................................

 

جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸

دستان تو!

و دستان تو!
که روایتگری متفاوت به دنیایی دگر شد بر من.

 

..................................

 

جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸

دست ها

دست ها به خودی خود داستان و پیشینه خود را دارند
اما دو دست در آغوش هم روایت گر داستانی دگرند، از جنسی متفاوت و از فردایی که هیچ از نمی دانیمشان!

 

..................................

 

جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۸

 

که من دلم تنگ است برای لحظه ای...

 

..................................

 

جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۸

 

این ابرها و این آسمان و باران
بهتر از من و تو راز عاشقی را می دانند
که این ها از روز ازل شاهد بودند
شاهد آغوش های پر ز التهاب، بوسه های در گوشه خلوت و عاشقانه های آرام!

 

..................................

 

جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۸

 

این آسمان و ابر و باران!
تنها یک چیزی را کم دارند!
عاشق و معشوقی برای قدم زدن تا اوج تک تک قطرات این باران.

و نه هر قدم زدنی را اینست...

 

..................................

 

جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۸

 

در این توالی زیبای باریدن باران بهار زودرس
باید بی خود بود و به آسمان رفت تا بلندبالای ابرها
تا شاید راز باریدن را دانست!

 

..................................

 

جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۸

 

باران
و باز باران و خروش آسمان
تا به دست آری، لحظه ای برای بودن
برای حس را بازیابیدن!

 

..................................

 

جمعه ۱٦ بهمن ۱۳۸۸

 

من آمدم با عشق!
او بود و عشقی ریشه در زمان، من بودم و عشق...
و او بود با منطق و امیدی در ریشه لحظه،

مرا برگزید تا عشق در ریشه زمان را با منطق لحظه جایگزین کند!
اما نتوانست!

من ماندم و عشق او ماند برسر دوراهی...

و عشق را لحظه به لحظه معنی کرد در منطق
و عشق مرد!
به همین آسانی.

 

و اما ما من
ساغرم شکست ای ساغی....
به کجا شکایت کنم از ساقی، که نه می می دانست و چه می داند از رفتن و طوفان ...

 

..................................

 

جمعه ۱٦ بهمن ۱۳۸۸

 

ساغرم شکست ای ساقی
رفته‌ام ز دست ای ساقی
در میان طوفان
برموج غم نشسته منم
در زورق شکسته منم
ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد
یک باره مهر غم زده شد
بر سرنوشت آدم
ساغرم شکست ای ساقی
رفته‌ام ز دست ای ساقی
تو تشنه کامم کشتی
در سراب نا کامی ها
ای بلای نافرجامی ها
نبرده لب بر جامی
می کشم به دوش از حسرت
بار مستی و بد نامی ها
برموج غم نشسته منم
در زورق شکسته منم
ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد
یک باره مهر غم زده شد
بر سرنوشت آدم
ساغرم شکست ای ساقی
رفته ام ز دست ای ساقی
حکایت از چه کنم شکایت از چه کنم
که خود به دست خود آتش بر
دل خون شدۀ نگران زده ام
برموج غم نشسته منم
در زورق شکسته منم
ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد
یک باره مهر غم زده شد
بر سرنوشت آدم
ساغرم شکست ای ساقی
رفته ام ز دست ای ساقی

 

{...}

 

 

..................................

 

پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸

 

می‌دانستم!

با زندگی نباید ساخت!
که باید زندگی را ساخت...

 

..................................

 

پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸

 

تورا با خود می‌برند به دلیلی حتی ناخودآگاهانه
اما اگر آن دلیل کم‌‌رنگ شد یا شاید نبود دیگر لزومی برای وجود تو نیست.

 

..................................

 

پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸

 

به مانند بوکسوری که در کنار رینگ به زمین افتاده
آنقدر حالش خراب است که نمی‌داند هوک چپ خورده یا راست
نمی‌داند قانونی بوده یا...
حالش آنقدر بد است که به مسابقه شک می‌کند، شاید جایی به زمین خورده
نمی داند، نمی داند چه کند

از خواب بیدار می‌شود
نمی‌داند خواب می‌دیده یا تازه به خواب فرو رفته است!

می‌داند از بوکس نمی داند اما می‌داند همانقدر حالش بد است...

 

..................................

 

شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸

 

هی با خود فکر می کنم، چگونه است که ما،
در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها،
در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است!
... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن!؟

دکتر شریعتی

 

..................................

 

دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸

 

دل شکسته ام!
امشب همین حالا...

 

..................................

 

دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸

 

١ / ۴ / ٨٨

 

..................................

 

پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸

 

واژه‌ها تنها کلماتند
دوستی یا عاشقی تنها کلماتند
نه برای من، و نه برای دیگران

ولی من می‌دانم ...
و تو نیز...

 

..................................

 

پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸

 

وقتی می گویی، انگار که می نگاری
اما من حواشی نانوشته‌ات را بیش از نوشته‌هایت می‌خوانم و باور دارم!

 

..................................

 

پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸

دو هفته

دو هفته که هیچ
دو سال نیز اتفاقی نخواهد بود
تنها عمق دو هفته را عمیق خواهد کرد
به عمق تمام لحظه‌های تنهایی من و تو!

می دانم در این در این دریا شنا کردن آسان نیست، اما اگر بدانی در تمام آب‌های ذلال دنیا شناگر خواهد بود

 

..................................

 

پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸

 

متفاوت با آنچه می‌بینند تورا...
مهربانترینی، غرورت را به لحظه‌ای؛ به سادگی هدیه می‌کنی
و برایم این هدیه ارزشمندترین بود و هست!
آری...  اما بیش از آنکه بدانی فهمیده‌ام تورا...

 

..................................

 

پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸

و تو آمدی

و تو آمدی
انگاری که لهظه‌ای پیش بود
اما شیرین آمدی
ساده، به سادگی ابرهای بهار
میخواهم که بمانی نه مانند ابرهای بهار
که مانند طلوع هر روز خورشید در سحرگاهان...
باش... نه برای من که سحرگاهان بدون تو روز را آغاز نخواهد کرد!

 

..................................

 

جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

شاید همان روزها،
که من دور بودم!
باید امیر تورا با خود می برد!
تا نه امیری دگر آید،
و نه عاشقی به انتظار نشیند...

 

..................................

 

شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸

 

مرا به خاطر مسپار
کسی به خاطره‌ام
سنگ می‌زند

 

..................................

 

شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸

 

هراس هر شبه دارم
چو شیشه از هر سنگ

 

..................................

 

شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸

 

راستی چگونه باد تو را برد؟
راستی تو با یک باد به این سادگی رفتنی بودی؟

 

..................................

????
??? ?????????

 

I love everything thats old: old friends, old time, old manner, old memories, old kisses, old book and old wine ...

?????
 

1387
???????
????????
?????
???
?????
??????
???
????
???
??
????
?????
 
1386
???????
????????
?????
???
?????
??????
???
????
???
??
????
?????
 
1385
???????
????????
?????
???
?????
??????
???
????
???
??
????
?????
 
1384
???????
????????
?????
???
?????
??????
???
????
???
??
????
?????
 
1383
???????
????????
?????
???
?????
??????
???
????
???
??
????
?????
 
1382
???????
????????
?????
???
?????
??????
???
????
???
??
????
?????
 
(????? 1381 ???? ????? ????)

Recent Shots:

www.flickr.com
This is a Flickr badge showing public photos from karimian. Make your own badge here.

Blogroll Me!

© 2002-2005 All rights are reserved for author / Template designed by Ali Karimian
.????? ???? ????? ??? ????? ???? ??????? ????? ??? ? ?????? ??? ????? ???? ????? ????? ?? ??????? ???? ???? ???????